تبليغاتX

اشعار موعود
اشعار موعود
اشعار و دلنوشته برای امام زمان ازهمه شعرا
کیستم من شاهکار ملک ذات کبریایم
دهمین مسند نشین از بعد ختم الانبیایم

گوهرى ارزنده از گنجینه ‏ى جود جوادم
نهمین فرزند دلبند على مرتضایم

مصرعى از شعر ناب عصمت کبراى حقم
هشتمین پرورده‏ ى ایمان و صبر مجتبایم

پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى
هفتمین سنگر نشین نهضت خون خدایم

دُرّ عبادت فارغ التحصیل درس عابدینم
ششمین زینت فزا از بهر محراب دعایم

در نایابى ز بحر دانش بحراالعلومم
پنجمین گنجینه‏ ى اسرار کل ماسوایم

صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم
چارمین استاد دانشگاه تکوین ولایم

وارث موسى بن جعفر در مسیر پایدارى
سومین نور دل آن پیشواى مقتدایم

محور چرخ زمانم، حجت روى زمینم
دومین گل از گلستان على موسى الرضایم

در مسیر حق پرستى بعد آباء گرامم
اولین هادى خلق بعد از مصباح الهدایم

در شجاعت بى قرینم، در سخاوت بى نظیرم
حق پرستان را حبیبم، دردمندان را دوایم

من وصیم، من ولیم، من نقیم، من سخیم
زانکه همنام على معنىِ، هاى هل ایاتم

آیه‏ ى تطهیر را مصداق و از امر الهى
آیه‏ اى از شاخصار نصِ نون انمایم

غم مخور (ژولیده) فردا پاى میزان عدالت
شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزایم




برچسب‌ها: دانلود آهنگ نقی شاهین نجفی, دانلود پوستر آهنگ شاهین نجفی, متن ترانه شاهین نجفی, حکم ارتداد و کشتن و قتل شاهین نجفی, کمپین یادآوری امام نقی ع به شیعیان

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 توسط ماهان |
ز دل سرودِ مدحَتَت سر، عاشقانه مى‏ کنم
مِنَ الاَزَل اِلَى الاَبَد تو را بهانه مى ‏کنم

اگر نواى رب کنم خداى را طلب کنم
من از هدایت تو سر بَر آستانه مى ‏کنم

شَها دَهُم ولى تویى چهارمین على تویى
بنام نامى على تو را ترانه مى ‏کنم

نه ترک ذکر تو کنم نه حد شکر تو کنم
نداى اعتلاى تو به هر زمانه مى‏ کنم

تویى که بر هدایتت هزار خضر تشنه لب
منم که آب زندگى طلب ز خانه مى ‏کنم

نه راه گم شود ز تو که چاه خُم شود ز تو
به یک نگاه چاره صد آب و دانه مى ‏کنم

مدینه دل مرا ضریح طور کرده‏اى
چه سجده‏ها به مقدم گل سمانه مى‏کنم



برچسب‌ها: دانلود آهنگ نقی شاهین نجفی, دانلود پوستر آهنگ شاهین نجفی, متن ترانه شاهین نجفی, حکم ارتداد و کشتن و قتل شاهین نجفی, کمپین یادآوری امام نقی ع به شیعیان

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 توسط ماهان |

امام زمان(عج)-مناجات


هر راه به جز راه تو کج خواهد شد

بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

ما منتظران اگر بخواهیم همه

امسال همان سال فرج خواهد شد

×××

گر عفو کنی یا نکنی حق داری

گر نامه ام امضا نکنی حق داری

با این همه عصیان و خطا کاری ما

گر چهره هویدا نکنی حق داری

×××

می ترسم از آخرش قبولم نکند

سینه زن مادرش قبولم نکند

می ترسم از این که بعد عمری مهدی

بر نوکری درش قبولم نکند

×××

از بندگی عشق جدایم نکنی

جز بر در لطف خود گدایم نکنی

از محضر پاک تو تمنا دارم

یک لحظه مرا به خود رهایم نکنی

×××

ای کاش قرار دل ما برگردد

منصور علی من اعتدی برگردد

دیگر به دل شیعه نمی ماند غم

وقتی که معز الاولیاء برگردد

×××

تکیه به وفای ما نکن آقا جان

گریه تو برای ما نکن آقا جان

بهر فرجت خودت بیا کاری کن

دل خوش به دعای ما مکن آقا جان

×××

عمری که تباه می کنم می بینی

لب را که پر آه می کنم می بینی

مُردم ز خجالت چو شنیدم آقا

وقتی که گناه می کنم می بینی

×××

گفتی چو مرا صدا کنی می آیم

دوری اگر از خطا کنی می آیم

هر لحظه دعا کنم برایت زیرا

گفتی که اگر دعا کنی می آیم

×××

هر شیعه تو را صدا کند آقا جان

بهر فرجت دعا کند آقا جان

یک روز تو خواهی آمد و وقت نماز

عیسی به تو اقتدا کند آقا جان

×××

هر شیعه دعا کند بیایی مهدی

صد شور به پا کند بیایی مهدی

دیگر به دل سوخته ام صبری نیست

این جمعه خدا کند بیایی مهدی

×××

از فکر گناه پاک بودن عشق است

از هجر تو سینه چاک بودن عشق است

آن لحظه که راه می روی آقا جان

زیر قدم تو خاک بودن عشق است

×××

دارم به لب این زمزمه بر می گردد

آرامش قلب همه بر می گردد

از راه خطا اگر که ما بر گردیم

این جمعه گل فاطمه بر می گردد

×××

می آید و از تاب و تبش می گوید

از درد دل و اشک شبش می گوید

می آید و بهر شیعیانش آن روز

از غربت عمه زینبش می گوید

×××

روز فرجش شور و صفا خواهد داشت

بر درد دل خسته دوا خواهد داشت

اول به زیارت بقیع خواهد رفت

آن روز بقیع صحن و سرا خواهد داشت

×××

خواهی که لبم پر آه باشد باشد

چشمم به در و به راه باشد باشد

خواهی اگر ای عزیز زهرا این دل

در حسرت یک نگاه باشد باشد

×××

آنان که صفا موسم حج داشته اند

از برکت ثامن الحجج داشته اند

آنان که امان ز فتنه پیدا کردند

توفیق دعا بهر فرج داشته اند

×××

خوب است که ماه آسمانت باشی

پروانۀ بی قرار جانت باشی

ای شیعه مراقبت کن از اعمالت

تا زینت صاحب الزمانت باشی

×××

لطف و کرمی دوباره بیشتر آقا

حاجات دلم را بده زودتر آقا

غصه نخور و شبیه ما راحت باش

این جمعه نشد جمعه دیگر آقا

×××

هم با سخن و اشاره گفتیم دروغ

هم با کمی استعاره گفتیم دروغ

تا آمدنت لحظه شماری دارید

شرمنده اگر دوباره گفتیم دورغ

×××

هر کس قدمی بهر خدا بر دارد

آینۀ سینه اش جلا بر دارد

من معتقدم یوسف زهرا آید

گر فاطمه دستی به دعا بر دارد

×××

دل یاور و غم گسارتان می ماند

پروانۀ بی قرارتان می ماند

فرمود پیمبر افضل اعمال است

هر کس که در انتظارتان می ماند

×××



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط ماهان |

شخصیت امام مهدی علیه السلام

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : المَهدیُ رَجُلٌ مِن وُلدِی وَجهُهُ کَالکَوکَبِ الدُّرِّیِّ؛ [بحار الأنوار، ج 51، ص: 80]

پیامبر (ص) :مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است .

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : المَهدِیُّ طاوُوسُ أهلِ الجَنَّةِ ؛ [ فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 3، ص: 343 ]

پیامبر (ص) :مهدی طاووس بهشتیان است .

 قال الامامُ علی (ع) : و بِمَهدیِّنا تَنقَطِعُ الحُجَجُ فَهُوَ خاتِمُ الأئمَّةِ و مُنقِذُ الاُمَّةِ و مُنتَهَی النُّورِ و غامِضُ السِّرِّ ؛  [ بحار الأنوار ، ج 74، ص: 302 ]

امام علی (ع):با مهدی ما حجّت ها گسسته می شود . او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امّت و اوج نور و راز نهان است .

 قال الامامُ علی (ع) : المَهدیُّ رَجُلٌ مِنّا مِن وُلدِ فاطِمَةَ ؛ [ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص: 75 ]

امام علی (ع) :مهدی مردی است از ما ، از نسل فاطمه .

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : لَو أدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ أیّامَ حَیاتی ؛ [ بحار الأنوار ، ج 51، ص: 148 ]

امام صادق (ع) : اگر او [امام زمان علیه السلام] را در یابم ، تمام عمر به او خدمت می کنم .

شخصیت منتظران حضرت مهدی علیه السلام

 قال الامامُ علی (ع) : أصحابُ المَهدِیِّ شَبابٌ لاکُهُولَ فیهِم ؛ [ بحار الأنوار ، ج 52، ص: 333 ]

امام علی (ع):یاران مهدی جوان اند و میان سالی در میان آنان نیست .

قال الامام الباقر (ع) : کَأنّی بِأصحابِ القائمِ و قَد أحاطُوا بِما بَینَ الخافِقَینِ فَلَیسَ مِن شَی ءٍ إلاّ و هُوَ مُطیعٌ لَهُم ؛  [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 327 ]

امام باقر (ع):گویا یاران قائم را می بینم که بر شرق و غرب عالم مسلّط شده اند و هیچ چیزی نیست مگر آن که از آنها فرمان می برد .

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : مَن سَرَّهُ أنْ یَکونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَلیَنتَظِر وَ لْیَعَمل بِالوَرَعِ ؛ [ الغیبة للنعمانی، ص: 200 ] 

امام صادق (ع) :هر کس خوش دارد از یاران امام مهدی (ع)باشد ، باید منتظر باشد و پارسایی پیشه کند .

 قال الامام الکاظم (ع) : لَو کانَ فِیکُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائِمُنا ؛  [ مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: 63 ]

امام کاظم (ع) :اگر به تعداد اهل بدر [مؤمن کامل] در میان شما بود ، قائم ما قیام می کرد .

ارزش و فضیلت انتظار فرج

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ فَرَجِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل . [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 122 ]

پیامبر خدا (ص) : برترین کارهای امّت من ، انتظار فرج از خداوند عز و جل است.

 قال الإمامُ زینُ العابدینَ (ع) : انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ . [ الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج 2، ص: 318 ]

امام زین العابدین (ع) : انتظار فرج، خود بزرگترین فرج است.

  قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : ُ مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِهَذَا الْأَمْرِ کَانَ کَمَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ کَانَ بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ. [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 146 ]

امام صادق (ع) : هر که در حال انتظار این امر (ظهور قائم) بمیرد ، همچون کسی است که با قائم در خیمه او باشد؛ نه، بلکه به مانند کسی است که پیشاپیش پیامبر خدا (ص)شمشیر می زند.

  قال الامامُ علی (ع)  :ِ انْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ  ِ؛  [  بحار الأنوار، ج 10،ص: 94 ]

امام علی (ع) :در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید نشوید .

 قال الامامُ علی (ع) : المُنتَظِرُ لأِمرِنا کَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ اللّه ِ ؛ [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 123 ]

امام علی (ع) :آن که منتظر فرج ما است، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده باشد.

  قال الإمامُ زینُ العابدینَ (ع) : المُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ ؛  [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 122 ]

امام زین العابدین (ع): منتظران ظهور امام مهدی (ع)برترین اهل هر زمان اند .

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : مَن آمَنَ بِنا و صَدَّقَ حَدِیثَنا وَانتَظَرَ أمرَنا کانَ کَمَن قُتِلَ تَحتَ رایَةِ القائِمِ ؛  [ بحار الأنوار، ج 27، ص: 138 ]

امام صادق (ع) :آن که به ما ایمان آورَد و سخن ما را تصدیق کند و منتظر امر [فرج] ما باشد ، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد .

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِی عَشَرَ کَالشَّاهِرِ سَیْفَهُ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص ؛ [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 129 ]

امام صادق (ع) :منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است و از ایشان دفاع می کند .

نشانه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام

 قال الامامُ علی (ع) : إذا هلَکَ الخاطِبُ وزَاغَ صاحِبُ العَصرِ وبقِیَتْ قلوبٌ تَتَقلّبُ مِن مُخْصِبٍ ومُجْدِبٍ، هلَکَ المُتَمَنّونَ واضْمَحَلَّ المُضْمَحِلّونَ وَبقِیَ المؤمنونَ ، وقَلیلٌ ما یکونونَ ، ثلاثُمائةٍ أو یَزیدونَ ، تُجاهِدُ معَهُم عِصابةٌ جاهَدَتْ مَعَ رسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یومَ بَدرٍ ، لَم تُقْتَلْ ولَم تَمُتْ؛ [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 137 ]

امام علی (ع) : آنگاه که خاطب به هلاکت درمی افتد و امامِ عصر از دیدگان پنهان می شود و دلهایی شاداب و دلهایی دیگر فسرده می گردند، آرزومندان نابود می شوند و از هم فرو می پاشند و مؤمنان باقی می مانند که شمارشان اندک است، سیصد نفر یا بیشتر. در رکاب این مؤمنان دسته ای [از فرشتگان ]می جنگند که روز بدر در کنار پیامبر خدا (ص) جنگیدند که نه کشته شدند و نه مردند.

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : إِنَّ قُدَّامَ الْقَائِمِ عَلَامَاتٍ تَکُونُ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی لِلْمُؤْمِنِینَ قُلْتُ فَمَا هِیَ جَعَلَنِی اللَّهُ فِدَاکَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ یَعْنِی الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ؛ [ إعلام الوری بأعلام الهدی، ص: 456 ]

امام صادق (ع) : خداوند برای مؤمنان نشانه هایی از قیام قائم (ع)بر شمرده است. عرض کردم: خداوند مرا فدای شما کند ، آن نشانه ها چیست؟ فرمود: این سخن خداوند متعال که: «شما» یعنی مؤمنان پیش از قیام قائم «را حتما به چیزی از ترس و گرسنگی و کمبود مال و جان و میوه ها می آزماییم و شکیبایان را نوید ده» .

 قال الامامُ علی (ع) : بَیْنَ یَدَیِ الْقَائِمِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْیَضُ وَ جَرَادٌ فِی حِینِهِ وَ جَرَادٌ فِی غَیْرِ حِینِهِ کَأَلْوَانِ الدَّمِ فَأَمَّا الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ فَالسَّیْفُ وَ أَمَّا الْمَوْتُ الْأَبْیَضُ فَالطَّاعُون  ؛ ] إعلام الوری بأعلام الهدی، ص: 457[

امام علی علیه السلام: قبل از قیام قائم مردم گرفتار مرگ قرمز و سفید خواهند شد و قحط و غلا و خشکسالی پیش خواهد آمد، فرمود: مقصود از مرگ قرمز شمشیر است و از مرگ سفید هم طاعون میباشد.

هنگام ظهور

قال الامامُ علی (ع) : إذا نادی مُنادٍ من السَّماء : «إنّ الحَقَّ فی آلِ محمّدٍ» فعندَ ذلکَ یَظهرُ المَهدیُّ علی أفواهِ النّاسِ ، ویُشْرَبونَ حُبَّهُ ، فلا یکونُ لَهم ذِکْرٌ غیرُهُ ؛  [ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص: 59 ]

امام علی (ع) : هرگاه آواز دهنده ای از آسمان آواز برآورد که: «همانا حق در میان خاندان محمّد است» آن هنگام مهدی بر سر زبانهای مردم می افتد و جام محبت او را سر می کشند و جز یاد و نام او بر زبان نمی آورند.

 قال الإمامُ الباقرُ (ع) : إذا وَقَعَ أمرُنا وجاءَ مَهدِیُّنا کانَ الرَّجُلُ مِن شیعَتِنا أجرأَ مِن لَیثٍ وأمضی مِن سِنانٍ یَطَأُ عَدُوَّنا بِرِجلَیهِ وَیضرِبُهُ بِکَفَّیهِ وذلِکَ عِندَ نُزولِ رَحمَةِ اللّه ِ وفَرَجِهِ عَلَی العِبادِ ؛ [ بحار الأنوار، ج 2، ص: 190 ]

امام باقر (ع) : هر گاه زمام امور به دست ما بیفتد و مهدی ما بیاید ، هر یک از شیعیان ما ، کاری تر از شیر و برنده تر از شمشیر خواهند شد . دشمنان ما را به زیر پا می گذارند و با دست آنان را می کوبند . و این ، هنگامی است رحمت خداوند فرود آید و بر بندگانش گشایش خدا نازل شود .

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : إذا قامَ القائِمُ علیه  السلام حَکَمَ بِالعَدلِ وَارتَفَعَ فی أیّامِهِ الجَورُ ، وأمِنَت بِهِ السُّبُلُ ، وأخرَجَتِ الأَرضُ بَرَکاتِها ورَدَّ کُلَّ حَقٍّ إلی أهلِهِ ؛ [ بحار الأنوار ، ج 52، ص: 338 ]

امام صادق (ع): هرگاه قائم برخیزد ، به دادگری حکم راند و ستم در روزگار او به سر آید و راه ها امن شود و زمین برکت های خود را بیرون ریزد و هر حقی به صاحبش داده شود .

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : إنّ قائمَنا إذا قامَ مَدَّ اللّه ُ عزّ وجلّ لِشیعتِنا فی أسْماعِهِم وأبْصارِهِم ، حتّی (لا) یکونَ بینَهُم وبینَ القائمِ بَریدٌ ، یُکلِّمُهُم فیَسْمَعونَ ، ویَنظُرُونَ إلیهِ وهُو فی مکانِهِ ؛ [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 336 ]

امام صادق (ع): زمانی که قائم ما قیام کند، خداوند عز و جل گوشها و چشمهای شیعیان ما را چنان توانا می کند که میان آنان و قائم پیکی نباشد. از همان جایی که هست با شیعیان سخن می گوید و آنها سخنانش را می شنوند و او را می بینند.

 قال الإمامُ الصّادقُ (ع) : معَ القائمِ علیه  السلام مِن العربِ شیءٌ یَسیرٌ ، فقیلَ له: إنّ مَن یَصِفُ هذا الأمرَ مِنهُم لَکثیرٌ ! قالَ: لابُدّ للنّاسِ مِن أنْ یُمَحَّصوا ویُمَیَّزوا ویُغَرْبَلوا ، وسَیَخرُجُ مِن الغِرْبالِ خَلْقٌ کثیرٌ ؛ [ بحار الأنوار، ج 52، ص: 348 ]

الغیبة ، نعمانی  به نقل از امام صادق (ع)  : اندکی از عربها به همراه قائم علیه  السلام قیام می کنند . عرض شد : عده زیادی از عربها خود را از یاران او می دانند ؟ ! فرمود : مردم باید پالایش شوند و سره و ناسره شان از هم جدا گردد و غربال شوند و شمار فراوانی از غربال خواهند گذشت .

جهان پس از ظهور

 قال رسولُ اللّه ِ (ص) : یَخرُجُ فی آخرِ اُمّتی المَهدیُّ ، یَسْقیهِ اللّه ُ الغَیْثَ، وتُخرِجُ الأرضُ نَباتَها ، ویُعطَی المالُ صِحاحا ، وتَکْثُرُ الماشِیَةُ ، وتَعْظُمُ الاُمّةُ ؛ [ فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 3، ص: 335 ]

پیامبر خدا (ص) : در میان واپسین امّتم، مهدی ظهور می کند. خداوند به او باران عطا می کند، زمین گیاهش را برمی رویاند، مال به یکسان و بی کم و کاست عطا می شود، دامها و چارپایان زیاد می شوند، و امّت سربلند و بزرگ می گردد.

 قال الإمامُ زینُ العابدینَ (ع) : إذا قامَ قائمُنا أذْهَبَ اللّه ُ عن شِیعتِنا العاهَةَ ، وجَعلَ قلوبَهُم کَزُبَرِ الحدیدِ ، وجَعلَ قُوّةَ الرّجُلِ مِنهُم قُوّةَ أربَعینَ رجُلاً ، ویکونونَ حُکّامَ الأرضِ وسَنامَها ؛ [ مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: 79 ]

امام زین العابدین (ع) : زمانی که قائم ما قیام کند، خداوند آفت را از شیعیان ما می زداید و دلهای آنان را چون پاره های آهن [سخت و تزلزل ناپذیر ]می کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد می دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود.

 قال الإمامُ الباقرُ (ع) : إذا قامَ القائمُ عَرَضَ الإیمانَ علی کلِّ ناصِبٍ ، فإنْ دَخلَ فیهِ بِحَقیقةٍ وإلّا ضَربَ عُنُقَهُ أو یُؤدّیَ الجِزْیةَ کما یُؤدّیها الیومَ أهلُ الذِّمّةِ ، ویَشُدُّ علی وَسَطِهِ الهِمْیانَ ، ویُخرِجُهُم مِن الأمْصارِ إلَی السَّوادِ ؛ [ الکافی، ج 8، ص: 227 ]

امام باقر (ع) : زمانی که قائم قیام کند ایمان را بر هر دشمن کینه توزی عرضه می کند، اگر از جان و دل ایمان نیاورد گردنش زده می شود یا همچون ذمّیان امروز جزیه می پردازد و به کمر او زنّار می بندد و آنان را از شهرها به دشت ها می فرستد.

منبع: سایت اطلاع رسانی حوزه 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 توسط ماهان |
رهنمودهایی از حضرت زهرا (س)

هنگامی که روح انسان قوی شود و پرتویی از صفات الهی در جان او بیافتد و به مقام قرب او نائل گردد، اراده‌اش به فرمان خدا در جهان تکوین اثر می‌گذارد و آنچه را او می‌خواهد، همان می‌شود.
این همان ولایت تکوینی است که اولیای خدا از آن برخوردار بودند و همان چیزی است که سرچشمه کرامات مختلف می‌باشد و معجزات انبیا، مرحله عالی آن است، فاطمه زهرا(س) از عنایت الهی سهم وافری داشت و روایت زیر شاهد این مدّعاست:


بسیاری از مفسّران اهل سنّت مانند زمخشری و سیوطی در ذیل آیه شریف:
«کلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَکرِیا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یا مَرْیمُ أَنَّی لَک هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یرْزُقُ مَنْ یشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ؛1
هر زمان زکریّا وارد محراب او می‌شد، غذای مخصوصی در آنجا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد».
از جابر بن عبدالله نقل کرده‌اند که:
رسول خدا(ص) چند روز بود غذایی نخورده بود و کار بر او مشکل شد، به منزل همسرانش سر زد، هیچ کدام غذایی نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه(س) آمده و فرمودند:
«دخترم! غذایی داری من تناول کنم؛ زیرا گرسنه‌ام؟»
عرض کرد: «نه، به خدا سوگند!»
هنگامی که رسول خدا(ص) از نزد او خارج شد، زنی از همسایگان دو قرص نان و مقداری گوشت برای فاطمه(س) هدیه آورد و او آن را گرفت و در ظرفی گذاشت و روی آن را پوشاند و گفت: «به خدا سوگند رسول الله(ص) را بر خود و فرزندانم مقدّم می‌دارم!»
و این در حالی بود که همه گرسنه بودند.
حسن(ع) و حسین(ع) را به سراغ پیامبر(ص) فرستاد و از او دعوت کرد به خانه بیاید.
عرض کرد: «فدایت شوم، چیزی خداوند برای ما فرستاده و من آن را برای شما ذخیره کرده‌ام.»
پیامبر(ص) فرمودند: «بیاور» و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد. هنگامی که پیغمبر(ص) سر ظرف را برداشت، مملوّ از نان و گوشت بود، هنگامی که فاطمه(س) آن را دید در تعجّب فرو رفت و فهمید این نعمت و برکتی است از سوی خدا، شکر آن را به جا آورد و بر پیامبر(ص) درود فرستاد.
پیغمبر(ص) فرمود: «دخترم! این را از کجا آورده‌ای؟»
عرض کرد:
«هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یرْزُقُ مَنْ یشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ؛
این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد!».
پیامبر(ص) شکر خدا را به جا آورد و این جمله را فرمود:
«الْحَمْدُ للهِ الَّذِی جَعَلَک شَبِیهَةً بِسَیدَةِ نِساءِ بَنِی اسْرائِیلَ؛
شکر می‌کنم خدایی را که تو را شبیه [مریم] بانوی زنان بنی‌اسرائیل قرار داد.»
هنگامی که روزی خوبی نصیب او می‌شد، از او سؤال می‌کردند: این از کجاست؟ می‌گفت: «از نزد خداست.»
سپس پیغمبر(ص) به سراغ علی(ع) فرستاد، او آمد و همگی از آن غذا خوردند و بقیّه همسران پیامبر(ص) نیز خوردند و همه سیر شدند و هنوز ظرف غذا، پر بود!
فاطمه(س) می‌گوید: «من از آن برای تمام همسایگان فرستادم و خدا در آن برکت و خیر زیادی قرار داد.»2
و این نمونه‌ای از کرامات آن بزرگوار بود.

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره آل عمران (3)، آیه 37.
2. زمخشری در «کشّاف» و سیوطی در«درّ المنثور» ذیل آیه 37 سوره آل عمران (3) و ثعلبی در«قصص الانبیاء» صفحه 513 آن را نقل کرده‌اند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 فروردین1391 توسط ماهان |

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه

سال ها منتظر روز وصالت هستم

چشم در راه تماشای جمالت هستم

گر چه دورم ز تو امّا به خیالم آقا

صبح و شب معتکف کعبۀ خالت هستم

من که در باغ کرامات تو پرورده شدم

با گنه کاری خود، میوۀ کالت هستم

خوب می دانم از این که چه قدَر آقا جان

باعث درد سر و رنج و ملالت هستم!

با همه بار گناهی که به گردن دارم

نکند فکر کنی وزر و وَبالت هستم

رو سیاهی مرا تو به رخ من نکشی

تا قیامت به خدا محو خصالت هستم

خوش به حال من مسکین که تو آقای منی

افتخارم بُوَد این جمله ... "بلالت هستم"

آن قدَر آه از این چاه دلم جوشیده

که دگر چشمۀ جوشان زلالت هستم

بی جهت نیست که در بزم عزا می گریم

چون که من ریزه خور نان حلالت هستم

قامت سرو تو را فاطمیّه خم کرده

تا ابد گریه کن قد هلالت هستم



نوشته شده در تاريخ شنبه 26 فروردین1391 توسط ماهان |
زهرا سلام الله علیها سواد آینه‌ی علی علیه‌السلام است و روزی سه مرتبه علی را به سواد عینی و علوم حضوریش مستحضر می‌گرداند.
اگر اصل فلسفی اتحادِ عقل و عاقل و معقول را خوب ذوق کرده باشی، اتحاد علی علیه‌السلام، كه عاقل است‌، را با عقل و معقول، که زهراست‌، خواهی چشید.
پس فاطمه سواد آینه‌ی علی است و علی به جز فاطمه نمی‌داند و زهرا سواد نورانی است و تو بگو او تنها جمع نقیض و یگانه تناقضِ تصویری موجود است.



نوشته شده در تاريخ شنبه 19 فروردین1391 توسط ماهان |

امام زمان(ع)-مناجات فاطمیه

 

در فاطمیّه های خدا سینه می زنی

با روضه های اهل كِسا سینه می زنی

هر روز و شب برای غریبیِّ مادرت

یا گریه می كنی تو و یا سینه می زنی

تا این كه در كنار شما سینه زن شویم

آقا بگو به ما، تو كجا سینه می زنی؟

صاحب عزای مادر پهلو شكسته ای

پس درب هیئتیّ و جدا سینه می زنی

از كوچه ی مدینه و از درب سوخته

تا خیمه گاه كرب و بلا سینه می زنی

از بوی خانه ی شهدا حدس می زنم

آقا بهشت با شهدا سینه می زنی

تا این كه مستجاب شود گریه های تو

 بعد از نماز و بعد دعا، سینه می زنی

خیلی ضمیر فرد مخاطب به كار رفت

اصلاح می كنم كه: شما سینه می زنی

حالا كه ما (اسیر) همان كوچه ها شدیم

معلوم می شود كه چرا سینه می زنی



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط ماهان |


وقتی به روی شاخۀ دل، بر نداشتم

در سینه جز محبّت دلبر نداشتم

افسوس که فاصله افتاده بین ما

این قصّه را به جان تو باور نداشتم

تا خیمۀ وصال تو یا صاحب الزّمان

می خواستم که پر بکشم، پر نداشتم

سنگینی گناه پرم را شکسته است

در راه دیدنت قدمی بر نداشتم

خیلی گناه کرده ام آقا مرا ببخش

گویا که اعتقاد به محشر نداشتم

بیهوده نیست این که به جایی نمی رسم

فکری به جز عذاب تو در سر نداشتم

روی سیاه و موی سپید و قد کمان

از پیری ام نشانۀ دیگر نداشتم

عمرم گذشت و یک عمل نیک و ماندگار

حتی میان صفحۀ دفتر نداشتم

می خواستم که حداقل راضی ات کنم

جز اشک توبه هدیۀ بهتر نداشتم

از داغ عمّه ات چقدَر گریه می کنی

هر صبحگاه و ظهر و سحر گریه می کنی





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 اسفند1390 توسط ماهان |

 

روايت « سر به محمِل‏زدن حضرت زينب (س) » چیست و آیا آن دلیل بر جواز قمه زنی است ؟

راوي اين داستان فردي است بنام مسلم جصّاص(گچکار) و او ماجرا را اين‏گونه نقل مي‏کند:‏

" وقتي در حال بازسازي دروازه اصلي شهر کوفه بودم، هياهويي شنيدم؛ به سمت هياهو حرکت کردم و ديدم که اسراي عاشورا در کجاوه بودند.

وقتي يزيديان سر بريده امام حسين (ع) را بالاي نيزه بردند، حضرت زينب(س) با مشاهده اين صحنه و از فرط ناراحتي، سر خود را به چوب محمل کوبيد و خون از زير مقنعه ايشان جاري شد "

اولاً:‏ از نظر سندي اين داستان شديداً ضعيف است؛ اين مطلب برگرفته از کتابي بنام نورالعين في مشهدالحسين است که نويسندة آن مشخص نيست و تنها برخي آن را به ابراهيم بن محمد نيشابوري اسفرايني نسبت داده‏اند که شخصي اشعري مذهب و شافعي مسلک بوده.‏

بسياري از علما به بي‏اعتباري آن صحّه گذاشته‏اند؛ چنانچه عالم بزرگوار آيت الله حاج ميرزا محمد ارباب در خصوص بي‏اعتبار بودن کتاب نورالعين و بي‏اساس بودن گفته‏هاي مسلم جصّاص تاکيد دارد.‏

همچنين محدث بزرگوار مرحوم شيخ عباس قمي صاحب منتهي‏الآمال و مفاتيح الجنان، در اين خصوص مي‏نويسند:‏

نسبت سر شکستن به حضرت زينب(س) بعيد است؛ چون ايشان عقيلة بني هاشم و صاحب مقام رضا و تسليم است.‏

وي سپس با استناد به کتابهاي معتبر تاريخي اثبات مي‏کند که اسراي کربلا را بر ناقه‏هاي عريان و بي‏جهاز نشانده بودند و اصلاً محمل و هودجي در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد!‏

مشکل دومِ سندي اين روايت، آن است که سلسله سند و راويان آن در هيچ منبعي ذکر نشده است.‏

ثانياً:‏ همان طور كه در روايات قبل ديديد، اين‏گونه رفتارها مورد نهي حضرات معصومين است؛ خصوصاً امام حسين(ع)، مصيبت‏ديدگان کربلا را، از چنين اعمالي نهي‏كرده بودند.

‏ سؤالي كه در اينجا مطرح است، اين است كه اگر امام حسين(ع) خواهرشان را قسم دادند و حتي تذكر دادند كه مبادا شيطان صبر از کَفَت برُبايد، با اين فرض چطور ممکن است حضرت زينب(س) اقدام به شكستن

سر خود كنند؟!‏

آيا تذكرامام حسين در شب عاشورا را فراموش كردند؟!‏ به يقين حضرت زينب(س) که از اولياي خاص الهي

هستند و از علم لدنّي بهره‏مند بوده اند، ممكن نيست برخلاف تذكّر امام(ع) چنين عملي را مرتكب شده باشند.‏

لذا با توجه به رواياتي که حضرت زينب (س) را اسوة صبر، رضا و خويشتن‏داري معرفي کرده اند،

قبول چنين وقايعي بسيار سخت ( وغیر ممکن ) است.‏

ثالثاً:‏ در ضعف مضمون و غير قابل اتکا بودن اين روايت، همين بس که در بيتي از اشعار منتسب به حضرت زينب (س) در اين روايت، حضرت امام حسين(ع) به سنگدلي و قساوت قلب متهم شده است؛ بديهي است که معرفت بي‏بديل عقيلة بني‏هاشم اجازه اهانت به امامي چنان والا مقام را ولو با انگيزه تمسّک به صنايع ادبي، قابل توجيه نمي‏داند.‏

رابعاً:‏ حتي اگر بر فرض محال اين داستان صحت داشته باشد و حضرت زينب(س) در آن وضعيت بحراني كه براي اولين بار سر برادرش را بر نيزه ديده است سر خود را به محمل زده باشد، اين حاكي از شدّت تأثر و اندوه آن حضرت است و هيچ معلوم نيست كه ايشان به قصد سرشكستن اين كار را كرده باشند و دليلي بر جواز اين كاردر شرايط عادي نيست؛ در آن صورت نيز فقط مي‏توان در شرايطي مشابهِ آنچه بر حضرت زينب (س) گذشته (دیدن سر امام (ع) بر نیزه ) آن را تجويز كرد.‏

مؤيد اين مطلب آن است كه نه در مورد حضرت زينب(س) و نه در مورد ساير زنان حرم، نقل نشده كه در سالگرد عاشورا به اعمالي مثل آن اقدام کرده باشند.

اگر بر فرض محال چنين گفته‏اي صحت داشته باشد، عمل قمه‏زنان با فعل حضرت زينب(س) تفاوت آشکار دارد.‏ قمه زني اختياري، آن هم در زمانه اي که دنيا به دنبال معرفي مسلمانان به عنوان تروريست و خشن و خون ريز مي باشد، با سرشکستن از روي فشار و در شرايط ويژه، اصلا تناسبي ندارد؛

هر چند با دلائل ارائه شده، روشن شد که نسبت دادن اين عمل به حضرت زينب (س) از طريق اين روايت ضعيف، جفا در حق آن حضرت است.

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط ماهان |
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.
Blog Skin